موسیقی خیابانی پدیده ای شهری است. در این معنا برای فهم معنای آن به مثابه کنشی اجتماعی باید تولیدکنندگان آن موسیقی را در ارتباط با شهر به عنوان زمینه تولید آن کنش مورد بررسی قرار داد. در شهر تهران به عنوان شهری با ساختار فرهنگی آمیخته، گونه ی متفاوتی از این پدیده شکل گرفته است که با گونه قدیمی تر تفاوت هایی دارد. در این موسیقی خیابانی نوظهور علاوه بر آن که پدیده ای شهری است، هنری خیابانی در معنای مدرن نیز محسوب می شود، سازها و آواهایی نواخته می شود که تا پیش از آن سابقه نداشت و برای نواختن آن نیز به تخصص نیاز است. به نظر می رسد این برداشت که پیدایش این گونه ی نوظهور که ما در این مقاله از آن به گونه متاخر نوازندگی خیابانی یاد کرده ایم، نتیجه ی تحول گونه ی متقدم است، نیاز به بررسی عمیق تری دارد. این مقاله در جریان این بررسی عمیق که با توصیف شرایط وجودی این گونه آغاز شده و با تحلیل تاملی داده های ناشی از روایت داستان زندگی برخی نوازندگان خیابانی گونه متاخر پایان می یابد، سعی دارد به این سوال پاسخ گوید که آیا میان موسیقی و نوازندگی خیابانی گونه ی متقدم و گونه ی متاخر نسبتی وجود دارد؟ به عبارت دیگر، آیا گونه ی متاخر این پدیده، گونه ی تحول یافته ی نوازندگی خیابانی به شیوه ی گذشته است؟ نتایج تحقیق نشان می دهند این گونه تفاوت های عمیق و ماهوی با گونه متقدم دارد. سعی در منحصر به فرد بودگی، توجه به مخاطب و محتوای موسیقایی، تجربه ی حرفه ای در زمینه ی موسیقی و مقاومت در مقابل ترحم دیگران در گونه ی متاخر همگی نشانگر تفاوت های بنیادین میان این دو گونه از موسیقی و نوازندگی خیابانی در شهر تهران است.